برادر حکیم ابوالقاسم فردوسی
برادر حکیم ابوالقاسم فردوسی
نخیر! روز تولدش نیست!
نع! بزرگداشتشم نیست!
این رو دقیقا برای همین گذاشتم که بگم یه وقتی هم برای شاهنامه خونی بذاریم! لااقل دلمون به این گذشته خوش باشه! حتما که لازم نیست مناسبت خاصی باشه که شاهنامه بخونیم! بیاین به جای دیدن این سریالای آب دوغ خیاری تلویزیون یه کار درست انجام بدیم!
با تشکر از نیکی جون برای تهیه این شعرا!
دریغ است ایـران که ویـران شــود /کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد/در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم /جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم /بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم
چنین گفت موبد که مرد بنام /بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار /چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار
چنین است پرگار چرخ بلند که آید بدین پادشاهی گزند
از این مارخوار اهرمن چهرگان ز دانایی و شرم بی بهرگان
ازاین زاغ ساران بی آب ورنگ نه هوش ونه دانش٬ نه نام ونه ننگ
نه گنج و نه نام و نه تخت ونژاد همی داد خواهند گیتی به باد
که آید این روز اهریمنی چو گردون گردان کند دشمنی
شود خوارهر کس که بود ارجمند فرو مایه را بخت گردد بلند
پراکنده گردد بدی در جهان گزند آشکارا و خوبی نهان
*************************
چو بسیار ازین داستان بگذرد کسی سوی آزادگان ننگرد
همه دل پر از خون شود ، روی زرد دهان خشک ولبها پر از باد سرد
چنین بی وفا گشت گردان سپهر دژم گشت ، وز ما ببرید مهر
همان زشت شد خوب،شد خوب زشت بشد راه دوزخ پدید ازبهشت!